arjinarjin، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 11 روز سن داره

آرژين گه رما و تيني ژياني دايه و بابه

روزای گذشته

1392/2/18 2:54
نویسنده : مامانی
254 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز مامان ببخش که مدتیه وبت آپ نشده.باور کن سرم خیلی شلوغه روزا همش مشغول کارای تو و

بغل کردن و بازی کردن با تو هستم شبا هم باید به کارای خونه برسم.یه کوچولو از روزای گذشته می نویسم.

1- بعد عید عسلم یاد گرفتی با کمک بایستی مثلا من دسستو می گیرم تو هم چند دقیقه می ایستی کلی

ذوق می کنی و اصلا نمی خوای بشینی.

2- صبحها با صدای قشنگ تو بیدار می شم .هی حرف می زنی با خودت مثلا می گی ویو وی /ویلو واوی وی /

ته تا/ دا دا ده/ ماما بابا. قربون حرفای قشنگت برم نمی دونم به چه زبونیه ولی عاشق حرفات شدم دیگه

خواب از سرم می پره و فقط می خوام به حرفات گوش بدم.

3- روز 26 فروردین تولد مامان بود بابایی و عسلم واسه مامان یه بابیلیس کادو دادن.آخه بابایی عاشق موی فر

از اون روز هر وقت من موهامو فر می کنم تو با تعجب نگام می کنی موهامو می کشی و خرابش می کنی.

4- یه مدتیه روزایی که بابایی خونه ست صبحها تو رو می بره پارک تا عسلم آفتاب بگیره. تو هم یاد گرفتی

همینکه بیدار شدی با غر زدن و نق زدن و خود شیرینی بهونه بیرون رفتن و می گیری و همینکه لباس

بیرون تنت کردم می خندی و جیغ می کشی ومی پری تو بغل بابایی.

خدایا این همون آرژین کوچولوی منه که روز به روز شیرین تر می شه. خدایا خودت نگهدارش باش.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

بابای ارشیا
18 اردیبهشت 92 23:32
آره خواهر گلم این آرزین روز به روز گل تر و زیباتر و شیرین تر و بزرگتره میشه ؛ تا درکنارش شاد باشی و خرسند . الهی به حق مهربان ذوالجلال همیشه دلخوش و لب بخنده باشی . مهربان آرژین گیان رو برات محفوظ مکنه . یه بوس ابدار از لُپ سمت چپ آرژین مال من

ممنونم داداش جون .خدا آرژینو به من داد تا همیشه دلخوش و لب به خنده باشم و با هیچ غمی دلم نگیره.
شما همیشه به ما لطف داری داداش گلم. من و آرژین و باباش کوچیک شماییم.