انتظار ديدن دونه انارم
يادداشت 4ارديبهشت 91:
سلام عشق مامان و بابا. امروز از صبح كه بيدار شدم همش ساعتو نگاه مي كنم ببينم كي ساعت 4 مي شه كه تو رو ببينم.
دارم واسه ديدنت لحظه شماري مي كنم.
فرشته كوچولو وقتي بابايي از سونو تو رو ديد همش مي گفت اي جان و قربون صدقت مي رفت. بابايي عاشقته خيلي دوستت داره. همش مي گه اگه دونه انار بياد من از كار و زندگي مي افتم چون ذكر و فكر و كار و پيشم مي شه پسرم.
الهي شكر دكتر گفت سالمي .پاها و دستا و صورت ماهتو همه جاتو نشونمون داد.خيلي ماه بودي.بيني كوچولوتم ديدم بابايي ميگه بينيش به من رفته ولي هنوز معلوم نيست اگه اومدي مشخص مي شه. قربونت برم بابايي هنوز غرق روياهاشه فقط مي شينه و تو رو تصور مي كنه .
كلك هنوز نيومدهواسه ما اينقدر شيريني خدا مي دونه بيايي چه ها مي كني.
خدايا هميشه شكرگزارتيم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


انتظار ديدن دونه انارم
