اولين خريد
يادداشت 19فروردين 91: سلام دونه انارم امروز با بابايي رفتيم بيرون خواستيم برات سيسموني و لباس و چيزاي خوشكل انتخاب كنيم كه سر فرصت بريم بخريم. ولي بابايي وقتي وسايلا رو ديد گفت نمي تونم صبر كنم تا يه وقت ديگه همين امروز همه چيزا رو مي خريم خلاصه اينكه كلي چيزاي خوشكل و ناز با لباساي ناز و كوچولو موچولو برات گرفتيم مباركت باشه ايشالله. هنوز تموم نشده خريدات .كلي چيزاي ديگه بايد بگيريم. عزيز دلم وقتي به وسايلت نگاه مي كنم و تو رو تو اون وسايل و لباس تصور مي كنم ميخوام پرواز كنم از خوشحالي.الهي قربونت برم كي مياي و از اينا استفاده مي كني عشقم ؟ خدايا هزار مرتبه شكر گزاريم . ...
نویسنده :
مامانی
4:30


