اولین مروارید عسلم (شنبه 10 فروردین 92 /آرژین 7 ماهو 22 روزشه)
عسلم می خواستم برات آش دندونی درست کنم ولی چون بلد نبودم آش ماست درست کردم خیلی هم خوشمزه شده بود . مامان بی تجربه تو ببخش گلم . مروارید قشنگت مبارک عزیزم. عکسا تو ادامه مطلب ... ...
نویسنده :
مامانی
4:17
حرف دل
خدایا ممنونم به خاطر همه داشتن ها و نداشتن ها... خدایا متشکرم به خاطر سلامتی عزیزانم ... خدایا بی نهایت ممنونم از اینکه هنوز مادری مهربان بالای سرم دارم که با جسم ضعیف و قلب بیمار و دستانی خسته نوازشم می کند و هنوز نازم را می کشد... خدایا چگونه شکرانه توانم گفت وقتی تمام آرزوهایی که در گذشته برایم رویایی بیش نبودند امروز به بهترین نحو و در بهترین شرایط به آنها رسیدم ... یا رب مادرم و فرزندم و همسرم را به تو می سپارم که در این دنیای بی رحم و در بین انسان های بی عاطفه برایم امید و دلخوشی و سر پناه بزرگی هستند . خدایا ازت ممنونم.خدایا تو چقدر مهربانی خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...
نویسنده :
مامانی
3:50
بدون عنوان
امشب مهمون داریم من مشغول شام درست کردنم و آرژین حوصلش سر رفته و از اسباب بازیاش خسته شده چندتا از ظروف آشپزخونه رو گذاشتم جلوش چند ساعت آرژین با اونا سر گرم بازی بود و منم با آرامش به کارام رسیدم. ...
نویسنده :
مامانی
9:39
خورشید کوچولوی من
عزیز دلم روز به روز شیرین کاریا و شیطونیات بیشتر می شن و بیشتر به دلم می شینی. این مدت یاد گرفتی میگی دادا دااااااااااااااا دیااااااااااااااا و بابا به به بااااااابم و کلی صداهای قشنگ دیگه. یه چیز جالب اینه که تو هم به من ابراز محبت می کنی و عشق و حسی که به من داری و قشنگ احساس می کنم. بعضی وقتا چنان صورتتو به صورتم می چسبونی و ماچم می کنی انگار با زبون خودت داری بهم می گی مامان منم عاشقتم . نمی دونی اون لحظه هاچه حسی دارم .خودم هم نمی تونم توصیفش کنم پسرم تو نعمت بزرگی هستی که شب و روزهای منو زیبا و زیبا و زیباااااااااااااااااااااااااا کردی تو همه خوشی ه...
نویسنده :
مامانی
2:29
پسرم تو همه کارا به مامانش کمک می کنه حتی آشپزی
قربونت برم وقتی دیدی دارم لپه ها رو پاک می کنم همش اداهای شیرین درمیاوردی تا بذارم تو هم دست بزنی وقتی سینی رو گذاشتم جلوت چنان ذوق کرده بودی از خوشحالی با دستای کوچکت به پاهات می زدی و به سینی ضربه می زدی و جیغ شادی همراه با قهقه ساختگی و زیر چشمی منو نگاه کردن فداااااااااااااااااااااااااااات شم همه کارات شیرینن. ...
نویسنده :
مامانی
2:15
آرژین 7 ماه رو تموم کرد
ما تصمیم گرفتیم از این ماه تا سالگرد آرژین براش جشن نگیریم تا جشن یک سالگیش تازه گی داشته باشد ...
نویسنده :
مامانی
1:23







